ترمهترمه، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 18 روز سن داره

ترمه دختر اصیل ایران زمین

دندان هایت از تابستان تا پاییز

وقتی جفت دندان های پایینت افتاد به فاصله یک هفته اولینش سمت راست پایین افتاد در روز حافظ در حال جست وخیز بودی در خیابان سنگفرش حافظیه یک دفعه برگشتی به سمت گفتی دندونم درد گرفته دیدم نیستش حالا من بگرد دنبال دندان  تو دخترکم ،  خاله غزی جون بگرد مردم در حال گشت و گذار دیدند ما سرگردونیم زحمت کشیدند همراهی نمودند در حال پیدا کردن نگین انگشتر من دیگه رویم نمیشد بگمدندان دخترم افتاده در حال پیدا کردنش هستم تا بماند یادگار در هر حال چیزی دستمونو نگرفت که یادگاری بمونه   . دندانهای سمت بالا در 16آذر 1394     ...
26 آذر 1394

ترمه من

عزیزکم مدت خیلی زیادی هست اصلا مطلبی در وبلاگت ننوشتم     خیلی حرف خیلی حرف که به قلم نمیامد تو خوبی خدا  را   شکر من و پدرت از  داشتن تو خوشحالیم دوستت داریم عکس تولدت در پانزدهمین روز فروزدین 1394 عشق مایی   ...
26 آذر 1394

بهترین اتفاق زندگی من و ترمه

      عزیزم حدود هفت ماه پیش با یک انسان به تمام معنا  آشنا شدیم که از نظر من ایشون مادر دوم تو محسوب میشوند    بهترین استاد و راهنمای من و تو که به ارتقاء فکر هر دو ما به بالاتر رفتن سطح هوشی تو کمک بسیاری کرده .     امیدوارم که ما بتونیم تمام راهنمایی ها و توصیه های ایشون را به کار ببریم و زحماتش را با به ثمر نشوندن راهکارها در زندگیمون ، جبران کنیم   مهناز جون عمرت طولانی و نور وجودت همواره پر فروغ باد     آمین               &nbs...
4 آذر 1393

روزهای خوب

این روزهای خوب با بودن تو با درکنارت نفس کشیدن ، خوب محسوب میشه. و تو با بودن در کنار دوستات  روزهات بهتر میشه . عشقم همه لحظات عمرت پر از آرامش پر از عشق پر از موفقیت و عمر طولانی ات پر از نور و نظر خدا   هزاران بار آمین ...
10 شهريور 1393

رفیق گرمابه و گلستان من

عزیزم چقدر به ما دونفر  خوش میگذره وقتی میریم پاتوق همیشگیموم. برایم دورانی را تداعی میکنی که من و بابام باهم میرفتیم کافه تریا(کافی شاپ امروزه) دلم میخواد هر لحظه که با هم هستیم برایت خوشایند باشه . با همه مسائل خاص خودش که قانون و چارچوب هر کاری و هر مکانی سر جای خود به موقع باید اجرا بشه .   دلبرم   خوشحالم که همیشه عمرت پربار و پر ثمر هست تا ابد           ...
20 مرداد 1393

گزارش مصور از یک جشنواره بسیارخوب

  عزیزم این عکسهامربوط به ماه پیش است که با تاخییر گذاشتم   بسیار به تو البته ما در این روزها هم خوش گذشت دیدن تمام انچه که سنت این شهر هست و یاد آوری آن لذت بخش بود تو قسمت نمایش سنتی عروسکی رو خیلی دوست داشتی     دخترم از خوشحالیت خوشحالیم         نمایش عروسکی " جی جی بی جی   "             کارگاه سفالگری و نقاشی رو خیلی دوست داشتی     اینهم جایزه شما چون ذو سه ساعت رو با آرامش و لذت سپری کردی بدون بد قلقی ...
18 خرداد 1393